تبليغاتX
asheghane
asheghane
asheghanehaye man

بهار!بهارمن!بهارخاطره ها.آياميداني که درنبودت زمستان چه ستمي برما روا داشته؟
آيا ميداني که درختان بعدازرفتنت آن قدراشک ريختند که هيچ برگي حتي به يادگار نمانده!؟
آن نسيم که مي فرستادي هرازچندگاهي!ديگرتمام شد!؟حال آن که آن نسيم دلخوشي مابودواميدي براي ديدارت.
بهارمن!زمستان وپاييز حتي به گنجشکهايي که بابودنت سربه بيابان مي گذاشتندوآواز سرميدادند رحم نکرد!
ديگربه ندرت آوازپرنده اي راميشنوم!
بهارعزيز وقتي رفتي خانه ي تورا زمستان باحصارغم واندوه بست وماحتي براي تجديد خاطره نميتوانيم به سراي خاطره هابياييم
بهار!چرانمي ماني براي هميشه کنارمان؟همدم گنجشکهاوبرگهاومونس گلهاي زيبا؟
بهار آياميداني که چقدر به تووابسته ومديونم گرچه هميشه ازمن دوري.گاهي فکر ميکنم ازبودنت استفاده کافي رانبردم.
بهار تو که ميايي آبي آسمان مي آيد.سبزي برگ ودرختان مي آيد.توکه مي آيي آوازگنجشکها مي آيد.پرواز پرنده ميآيد.
توکه مي آيي عشق مي آيد.وقلب من زنده ميشودومضطرب مي شود ازدلهره ي رفتن تو!
کاش دلها فقط يک فصل داشتند!و
آن فصل توبودي
بهار 26/11/90
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط javad
 

 

ارسال در تاريخ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 توسط javad
اشک است جویبار من و ناله ی سه تار
شب تا سحر ترانه ی این جویبار من
 
چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه
یادش به خیر خنجیر مژگان یار من
 
رفت و به اختران سرشکم سپرد جای
ماهی که آسمان بربود از کنار من
 
آخر قرار زلف تو با ما چنین نبود
ای مایه ی قرار دل بیقرار من
 
در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا
روزی وفا کنی که نیاید به کار من
 
از چشم خود سیاه دلی وام میکنی
خواهی مگر گرو بری از روزگار من
 
اختر بخفت و شمع فرومرد و همچنان
بیدار بود دیده ی شب زنده دار من
 
من شاهباز عرشم و مسکین تذرو خاک
بختش بلند نیست که باشد شکار من
 
یک عمر در شرار محبت گداختم
تا صیرقی عشق چه سنجد عیار من
 
جز خون دل نخواست نگارنده ی سپهر
بر صفحه ی جهان رقم یادگار من
 
زنگار زهر خوردم و شنگرف خون دل
تا جلوه کرد اینهمه نقش و نگار من
 
در بوستان طبع حزینم چو بگذری
پرهیزنیش خار من ای گل عذار من
 
من شهریار ملک سخن بودم نبود
جز گوهر سرشک در این شهر ، یار من
shahryar o3tarash
ارسال در تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 توسط javad
ارسال در تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 توسط javad
ارسال در تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 توسط javad

واین بازمن

درآغازی روزی سرد           بی تو

واین باز تو

تنهابی من            درانتظارروزی با......

شکوفه هابی توبرایم نگشودند            دستهای زیبایشان را

وگلهانشکفته پژمردندبی تو

باران بارید برمن      بازهم بی تو

بی نگاه تو           بیصدای تو          وبی........

زمان درگذراست              بیمن جریان داری

بی تو غرق دریای ابهامم           غریق نجاتم باش

 

ارسال در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 توسط javad
ارسال در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 توسط javad
ارسال در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 توسط javad

من یاد گرفته ام
دوست داشتن دلیل نمی خواهد …
ولی نمی دانم چرا …
خیلی ها
می گویند :
دوست داشتن
دلیل می خواهد …
و پشت یک سلام و لبخندی ساده
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده
دنبال  گودالی از تعفن می گردند …
دیشب
که بغض کرده بودم
باز هم به خودم قول دادم …
من  سلام می گویم …
و  لبخند می زنم
و قسم می خورم
و می دانم …
عشق همین است

به همین سادگی... .

ارسال در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط javad

بگذر ز من اي آشنا
چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو
چون ديگران با سرگذشتم
ميخواهم عشقت در دل بميرد
ميخواهم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد
بگذر ز من اي آشنا
چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو
چون ديگران با سرگذشتم
هر عشقي ميميرد
خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري
در قلبم جايت را نميگيرد
هر عشقي ميميرد
خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري
در قلبم جايت را نميگيرد
هر عشقي ميميرد
خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري
در قلبم جايت را نميگيرد
هر عشقي ميميرد
خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري
در قلبم جايت را نميگيرد
هر عشقي ميميرد
خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري
در قلبم جايت را نميگيرد

ارسال در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط javad
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر

دانلود آهنگ